مرزها را تو ساختی
.. همه شان را
و من
با حماقتم
به خارهای سیمهایش افزودم
از همان روزی که قرار شد
هنگام سرما
دستهایمان در جیبهای خودمان بمانند
نه در جیب تو
از همان روزی که قبول کردیم جیب و رختخواب
فاصله ی چندانی ندارند
از همان روزی که قرار شد
من با سر انگشتان خودم و تو با سر انگشتان خودت
موهایمان را نوازش کنیم
. . .
حالا آنقدر عقب نشینی کرده ایم
که به مرزهای کشور همسایه رسیدیم
تو به دختر فرهیخته ای دیگر شاید
و من
به دیواری از جنس پسران عقده ای شهرم
!عزیزم

3 Comments:
emruz raftam shahre ketab shayad bebinamet!!
inja hamoon webloge tavahome?
Wow man toro ashegham divone
Post a Comment
<< Home